سنجش روان کودکان
۱- سرگذشت واقعی: درک و ابهامزدایی از سلامت روان کودک و نوجوان
پسری به نام پرویز از هفت سالگی توسط پدرش مورد تنبیه و کتک کاری قرار می گرفت. پدر و مادرش مدتها بود که با هم مشکل داشتند و به دلایل نامشخص از هم طلاق نگرفتند. مشکلات رفتاری پرویز نیز از همین سن شروع شد. او معمولاً در مدرسه رفتار پرخاشگرانه ای از خود نشان می داد و شروع کننده دعواهای جسمانی و فیزیکی بود، به گونه ای که با مداد یا خودکار به همکلاسی هایش حمله ور می شد و آنها را می ترساند.
پیشرفت تحصیلی پرویز بسیار پایین تر از حد انتظار بود. در مدرسه آنها هیچ مشاوری نداشت تا علت بروز این رفتارها را تشخیص دهد. معلمانش رفتارهای او را غیرعادی می دانستند و تلاش می کردند تا او را به عنوان مبصر کلاس انتخاب کنند تا شاید به این طریق کمی از شدت رفتارهای پرخاشگرانه او کم کنند. پدر و مادر پرویز همیشه در خانه با هم جر و بحث می کردند و محیطی سمی برای پرویز ایجاد می کردند. پدر و مادر آنقدر درگیر مشکلات خود بودند که متوجه رفتارهای غیرعادی او در مدرسه نشدند.
شدت رفتارهای بزهکارانه پرویز در نوجوانی بیشتر شد؛ به گونه ای که او هنگام تفریح با دوستانش از مواد مخدر استفاده می کرد و تا حد زیادی به مصرف الکل معتاد شده بود و علاوه بر این گاه و بی گاه از هر فروشگاهی که می توانست جنس می دزدید تا با فروش آن بتواند خرج تفریح خود را دربیاورد. او به هر زحمتی که شده بود، دیپلم گرفت و به سربازی رفت. او به دلیل نادیده گرفتن مقررات با شش ماه اضافه خدمت روبرو شد.
پس از خدمت سربازی، زندگی اش به هم ریخته بود. او ازدواج ناموفقی را پشت سر گذاشته بود و تلاش می کرد تا شغلی را حفظ کند. چندین بار شغل خودش را عوض کرد. با این حال، نگه داشتن یک شغل برایش دشوار بود؛ زیرا او اغلب به دلیل پرخاشگری خود با همکاران و سرپرستان خود از کار اخراج می شد. پرویز همچنین چندین بار به دلیل مستی هنگام رانندگی دستگیر شده بود.
سرانجام، به اصرار یکی از دوستان نگران، پرویز تصمیم گرفت به یک مشاور مراجعه کند. مشاور او را مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی تشخیص داد و به او گفت که او در دوران کودکی و نوجوانی مبتلا به اختلال سلوک بوده است و اگر اختلال سلوک او در کودکی تشخیص داده میشد و درمان میشد، میتوانست تغییر قابل توجهی در زندگی او ایجاد کند. با درمان و حمایت مناسب، او میتوانست مکانیسمها و راهبردهای مقابلهای را برای مدیریت مؤثرتر رفتار خود بیاموزد و سرنوشتش تغییر نماید.
۲- تشخیص سلامت روان کودک: یک راهنما برای والدین
سلامت روانی کودک حالتی از بهزیستی است که بر اساس آن او در همه حوزه های عاطفی، رفتاری، اجتماعی و شناختی می تواند به رشد کامل و مطلوب برسد. مشکلات سلامت روانی کودکان ممکن است خودشان را به صورت آشفتگی هیجانی و عاطفی، روابط اجتماعی ضعیف و عملکرد تحصیلی ضعیف یا پایین تر از حد انتظار نشان دهند. کودکان در دوره های کوتاهی، مسائل و مشکلات رفتاری خاصی را معمولاً از خودشان نشان می دهند؛ اما اگر این مشکلات پایدار، شدت پیدا کند و باعث اختلال در عملکرد کودک شوند به عنوان اختلالات سلامت روان تعریف می شوند. برنامه ها و مداخلات پیشگیرانه و برنامه های با کیفیت ارتقاء سلامت روان، می تواند بهزیستی کودکان را افزایش داده و تشدید مشکلات را کاهش دهند. با وجود این کودکان به ندرت مراقبت یا مداخله به موقع برای بهبود مشکلات سلامت روانی و رفتاری دریافت می کنند؛ زیرا مسائل و مشکلات تهدید کننده سلامت روان بسیاری از کودکان دیر تشخیص داده می شود.
انواع مختلفی از اختلالات سلامت روان کودکان وجود دارد که اغلب با یکدیگر و با نقص مهارتهای اجتماعی و اختلالات عاطفی یا رفتاری بروز میکنند که برای نمونه اختلال طیف اتیسم، اختلال سلوک، اختلال نقص توجه/بیش فعالی، اختلال اضطراب و اختلال افسردگی از جمله آنها هستند.
۳- نشانههای کاهش کیفیت سلامت روان در کودک و نوجوان
کودک در هر سنی می تواند به یک یا چند اختلال روانی مبتلا شود؛ اما معمولاً کودکان دارای اختلال روانی را از دو سالگی به بعد می توان تشخیص داد. تشخیص اختلال روانی کودکان به ویژه در سنین پایین تر برای افراد غیر متخصص دشوار است؛ زیرا کودکان معمولاً نمی توانند احساس خود را بیان کنند یا دلیل رفتارشان را توضیح دهند. هر نوع اختلال دارای علائم و نشانه های ویژه هستند؛ با وجود این علائم زیر در سنین مختلف نشاندهنده احتمال ابتلای کودک به اختلال روانی است:
۳-۱- برخی از علائم کاهش کیفیت سلامت روان در سنین قبل از ورود به مدرسه
- گریه زیاد؛
- شب ادراری؛
- ترس بسیار شدید؛
- عصبانیت های مکرر؛
- صدمه زدن به خود؛
- تاخیر در رشد زبان؛
- مکیدن انگشت شست؛
- پرخوری بیش از حد معمول؛
- ترس از جدایی یا گم شدن؛
- افزایش یا کاهش وزن زیاد؛
- بهانه جویی های بیش از حد معمول؛
- بی قراری یا جنب و جوش بیش از حد؛
- پرهیز از تماس چشمی یا لمس فیزیکی؛
- انجام رفتارهای تکراری یا علایق محدود؛
- لبخند نزدن در پاسخ به لبخند دیگران؛
- مشکل در به خواب رفتن یا بیدار شدن؛
- مشکل در درک نشانه های اجتماعی مانند حالات چهره یا زبان بدن؛
- عدم تمایل به حضور در رویدادهای اجتماعی مانند جشن تولد یا بازی با دوستان؛
- درد فیزیکی تکرار شونده بدون علت پزشکی مشخص مانند سردرد، معده درد، حالت تهوع.
۳-۲- برخی از علائم کاهش کیفیت سلامت روان کودک در سنین ۱۲-۶ سال
- حواس پرتی؛
- کتک زدن بچه های دیگر؛
- قلدری کردن برای دیگران؛
- گفتار بی معنی؛
- احساس ناامیدی؛
- گم کردن وسایل؛
- پرهیز از دوست یابی؛
- بیقراری تکرار شونده؛
- مشکل در تمرکز و توجه؛
- دروغ گویی درباره دیگران؛
- جنب و جوش بیش از حد معمول؛
- پرهیز از تماس چشمی یا لمس فیزیکی؛
- انجام رفتارهای تکراری یا علایق محدود؛
- لبخند نزدن در پاسخ به لبخند دیگران؛
- پرتاب یا شکستن اشیاء هنگام عصبانیت؛
- تجربه ترس و اضطراب ناگهانی تکرار شونده؛
- عدم تمایل به حضور در رویدادهای اجتماعی مانند جشن تولد یا بازی با دوستان؛
- درد فیزیکی تکرار شونده بدون علت پزشکی مشخص مانند سردرد، معده درد، حالت تهوع.
۳-۳- برخی از علائم کاهش کیفیت سلامت روان در سنین ۱۸-۱۲ سال
- حیوان آزاری؛
- آتش افروزی؛
- احساس ناامیدی؛
- فرار از مدرسه؛
- تتو بر روی بدن؛
- مصرف مواد مخدر؛
- آسیب رساندن به دیگران؛
- پرخوری بیش از حد معمول؛
- افزایش یا کاهش وزن زیاد؛
- تهدید دیگران به صدمهزدن؛
- صحبت کردن درباره خودکشی؛
- شایعه پراکنی در مورد دیگران؛
- بی قراری یا جنب و جوش بیش از حد؛
- مشکل در به خواب رفتن یا بیدار شدن؛
- ناتوانی در تصمیمگیری های معمول زندگی؛
- نقض قوانین و مقررات در مدرسه یا خارج از آن؛
- عدم تمایل به حضور در رویدادهای اجتماعی مانند جشن تولد یا بازی با دوستان؛
- درد فیزیکی تکرار شونده بدون علت پزشکی مشخص مانند سردرد، معده درد، حالت تهوع.
بیشتر علائم سنین پایین تر در سنین بالاتر نیز وجود دارد. علاوه بر این برخی از کودکان ممکن است بیش از یک اختلال (همبودی) داشته باشند. این شرایط تأثیر منفی بر رشد و عملکرد کودکان در خانه، مدرسه و جامعه دارد. در برخی موارد، اختلالات دوران کودکی نیز ادامه می یابد و می تواند بر بهره وری و عملکرد نهایی در سنین بزرگسالی تأثیر منفی بگذارد. بنابراین، در صورت مشاهده رفتارهای غیر عادی یا رفتارهای متفاوت از همسالان، توصیه میکنیم بدون معطلی از یک متخصص روان شناسی یا آزمایشگاه روانسنجی مشاوره بگیرید.
۴- پیامدهای تشخیص زودهنگام مسائل و مشکلات رفتاری و هیجانی کودک و نوجوان
تشخیص زودهنگام مشکلات رفتاری و عاطفی در کودکان و نوجوانان می تواند تأثیرات مثبت قابل توجهی بر بهزیستی و رشد کلی آنها داشته باشد که می بایست از آنها آگاه باشید:
- پیشگیری از شدت رفتار مخرب: شناسایی مسائل رفتاری و عاطفی در مراحل اولیه می تواند از تبدیل شدن آنها به مشکلات شدیدتر جلوگیری کند؛ برای نمونه سن طلایی تشخیص اختلال طبف اتیسم زیر سه سالگی است و چنانچه در این سنین تشخیص داده شود و مداخلات زودهنگام برای آن انجام شود تا حد قابل توجهی بیشتر علائم این اختلال در کودک از بین می رود و در صورت تشخیص دیر هنگام بیشتر علائم تا آخر عمر با کودک همراه خواهد بود.
- پیشگیری از پیامدهای دراز مدت: شناسایی و مداخله به موقع می تواند از عواقب طولانی مدت مسائل رفتاری و عاطفی درمان نشده مانند اختلالات اضطراب، افسردگی و بیش فعالی جلوگیری کند؛ برای نمونه بیشتر کودکانی که برای دیگران قلدری می کنند در نوجوانی و بزرگسالی درگیر سوء مصرف مواد مخدر، دزدی، قتل و رفتارهای غیرقانونی می شوند.
- بهبود عملکرد تحصیلی: مسائل و مشکلات رفتاری مانند بیش فعالی، پرخاشگری، زورگویی، اضطراب و افسردگی باعث کاهش توجه و پیشرفت تحصیلی کودک می شوند. بنابراین تشخیص مسائل و مشکلات رفتاری و مداخله روان شناختی زودهنگام می تواند باعث بهبود تمرکز و افزایش کیفیت یادگیری در کودکان و نوجوان شود.
- افزایش مهارت های اجتماعی: تشخیص زودهنگام می تواند به فرزند شما کمک کند تا مهارت های اجتماعی بهتری داشته باشد و روابط مثبتی با همسالان، اعضای خانواده و معلمان ایجاد کند. شما با پیگیری مسائل رفتاری و عاطفی زودهنگام، می توانید از فرزند خود در بهبود تعاملات اجتماعی و کاهش انزوای اجتماعی حمایت کنید.