سنجش هوش
۱- درک و ابهامزدایی از مفهوم هوش و استعداد
مَغز پیچیدهترین عضو بدن انسان است و انسان در میان همه جانوران، بزرگترین نسبت بین وزن مغز و اندازه بدن را دارد. مغز از میلیاردها سلول عصبی تشکیل شده است که از طریق اتصالات عصبی با یکدیگر ارتباط برقرار میکنند و هر چقدر ضخامت اتصالات عصبی در یک انسان بیشتر باشد، کارکردهای هوشی سطح بالاتری را نیز خواهد داشت.
هوش دربردارنده توانایی های فرد برای اقدام هدفمندانه، تفکر منطقی و برخورد موثر با محیط است. بر این اساس هوش از تعدادی توانایی های خاص کوچک و بزرگ تشکیل شده است. مفهوم هوش را به صورت یک الگوی سلسله مراتبی می توان نشان داد که در بالای آن یک قطعه بزرگ به نام هوش قرار دارد و هر چه به سمت پایین تر حرکت می کنیم، قطعات کوچکتر می شوند که نام آن قطعات کوچکتر را می توان استعداد نامید. بنابراین اگر هوش را با یک آزمون هوشی استاندارد اندازه گیری کنیم می توان بیان نماییم که نمره هوش یک فرد میانگین سطح آن توانایی های کوچک است.
نمره به دست آمده از یک آزمون هوش به طور کلی نشان دهنده آمادگی برای یادگیری و پیشرفت در برنامه های آموزشی است؛ دو نفر دانش آموز می توانند نمره هوشی یکسان داشته باشند؛ اما استعدادهایشان متفاوت باشد. برای مثال نفر اول در درس ریاضی پیشرفت بالایی دارد و نفر دوم در زمینه درس زیست شناسی. بنابراین از روی نمره آزمون هوش نمی توانیم تعیین کنیم که یک فرد در حوزه های اختصاصی چه استعدادی دارد.
هر چند استعدادهای فرد حوزه موفقیت فرد را تعیین می کنند؛ اما سطح هوش یک فرد نقش کلیدی در میزان پیشرفت تحصیلی دوران مدرسه و دانشگاه دارد؛ برای مثال فرض کنید که دو دانش آموز در یک دوره آموزشی یکسان و درون یک کلاس درس می خوانند. هر دو دانش آموز در همه زمینه ها مانند سطح انگیزه پیشرفت و سبک یادگیری همانند یکدیگر هستند. دانش آموز اول در مقایسه با دانش آموز دوم سرعت یادگیری بیشتری دارد و با صرف زمان کمتر مهارت بیشتری به دست می آورد. علت این مساله این است که دانش آموز اول هوش بالاتری دارد.
۲- رشد هوش: یک راهنما برای والدین
بسیاری از والدین می پرسند که آیا هوش ژنتیکی است یا تحت تاثیر خانواده، یادگیری و فرهنگ قرار دارد. شواهد علمی وجود دارد که نشان می دهد که هوش یک پایه ژنتیکی و عصبی دارد که تحت تاثیر فرهنگی که انسان در آن دنیا می آید رشد می کند؛ برخی از این شواهد عبارتند از:
الف- مردمک چشم افراد باهوش هنگام انجام دادن تکالیف پیچیده کمتر باز می شود؛
ب- افراد باهوش هنگام حل مسائل پیچیده به انرژی کمتری نیاز دارند. شاید کنجکاو باشید تا بدانید چگونه مشخص می شود که افراد باهوش انرژی کمتری صرف می کنند. پژوهشگران دریافتند که ضربان قلب افراد باهوش در مقایسه با افراد دارای هوش متوسط هنگام انجام تکالیف پیچیده خیلی افزایش نمی یابد؛
ج- اندازه مغز در افراد باهوش کمی بزرگتر است؛
د- افراد باهوش هنگام حل مسائل پیچیده الگوی امواج مغزی متفاوتی از دیگران دارند.
یک اصل در روان شناسی وجود دارد که می گوید: هوش در تعامل با محیط رشد می کند. بنابراین هوش هم تحت تاثیر زنتیک و هم تحت تاثیر محیط یادگیری فرد قرار دارد و از لحظه تولد تا هیجده سالگی هوش به رشد خود ادامه می دهد.
جنبه ژنتیکی بودن هوش را می توان همانند یک کوزه در نظر گرفت. حجم کوزه را ژنتیک معین می کند؛ به بیان دیگر اینکه ظرفیت نهایی هوش فرد چقدر باشد به وسبله ژنتیک تعیین می شود و اگر محیطی که فرد تا هیجده سالگی در آن رشد می کند مناسب باشد، هوش به اندازه حجم نهایی کوزه به رشد خودش ادامه می دهد و بیشتر از حجم نهایی کوزه نمی تواند رشد نماید. یعنی اگر حجم یک کوزه یک لیتر باشد به شرط مناسب بودن محیط، هوش فرد دقیقاً یک لیتر خواهد شد و اگر محیط نامناسب باشد سطح هوش کمتر از یک لیتر خواهد شد.
۳- نشانههای هوش
هوش به شیوه مستقیم قابل اندازه گیری نیست و آن را از روی عملکرد و رفتار هوشمندانه تعیین می کنند. عملکرد و رفتار هوشمندانه به شیوه های مختلف مانند توانایی حل مسئله، مهارت های تفکر انتقادی، سازگاری با موقعیت های جدید، تصمیم گیری خوب، مهارت های ارتباطی قوی و توانایی یادگیری و به کارگیری موثر اطلاعات جدید خود را نشان می دهد. علاوه بر این، افراد باهوش هوش عاطفی، همدلی، خلاقیت و نگرش آزادانه نسبت به دیدگاه های مختلف از خود نشان می دهند. آنها می توانند منطقی فکر کنند، اطلاعات را به طور کامل تجزیه و تحلیل کنند، و بین ایده های مختلف ارتباط برقرار کنند که منجر به راه حل های نوآورانه و نتایج موفقیت آمیز در طیف گسترده ای از موقعیت ها می شود. به طور کلی، عملکرد و رفتار هوشمندانه با ترکیبی از توانایی های شناختی، آگاهی عاطفی و مهارت های انطباقی مشخص می شود که به موفقیت و رفاه کلی کمک می کند. کودکان با هوشبهر بالاتر از ۱۳۰ معمولاً ویژگیهای زیر را از خودشان نشان می دهند.
۳-۱- علائم و نشانههای کودک بسیار باهوش و نابغه (با هوشبهر بالاتر از ۱۳۰)
- داشتن توانایی ویژه در یک یا چند زمینه مانند موسیقی، هنر، علوم، زبان، کامپیوتر یا ریاضیات؛
- سطح انرژی بالا و انگیزه شدید برای موفقیت در کارهای خود؛
- توانایی درک سربع معنای لطیفه یا معماها در مقایسه با سایر همسالان؛
- توانایی درک مفاهیم انتزاعی در مقایسه با سایر همسالان؛
- توانایی برقراری ارتباط موثر، همدلی با دیگران و ایجاد روابط معنادار با همسالان؛
- علاقه مند به درک چگونگی و چرایی پدیده های طبیعی مانند روز و شب و تغییر فصول؛
- علاقمند به بحث و استدلال با بزرگسالان درباره مسائل علمی؛
- کنجکاوی زیاد و پرسیده سوالهایی درباره چرا و علت پدیده ها و مفاهیم علمی؛
- توانایی یادگیری سریع یک زبان خارجی در مقایسه با سایر همسالان خود؛
- داشتن گنجینه لغات گسترده در مقایسه با همسالان خود؛
- دارای حافظه استثنایی و توانایی حفظ و یادآوری حجم وسیعی از اطلاعات در مقایسه با همسالان خود؛
- توانایی بیان راهکارهای نوآورانه یا خلق ایده های زیرکانه و غیرمعمول برای حل یک مساله در مقایسه با همسالان خود؛
- مهارت های زبانی پیشرفته از جمله استفاده از ساختار جملات پیچیده و درک مفاهیم پیچیده زبان در مقایسه با همسالان خود؛
- توانایی درک سریع ارتباط بین وقایع گذشته و وضعیت کنونی به منظور دستیابی به یک نتیجه گیری منطقی؛
کودکان بسیار باهوش و نابغه عموماً به غنیسازی بیشتری نیاز دارند تا نقاط قوت آنها در حوزه هوشبهر کلامی و هوشبهر عملی رشد بیشتری داشته باشد. برخی از نمونه های غنی سازی شامل برنامه های تیزهوشان در مدرسه، باشگاه های بعد از مدرسه و اردوهای تابستانی در قالب یک “برنامه یادگیری پیشرفته” است. علاوه بر برنامه یادگیری پیشرفته، پدر و مادر کودکان باهوش و نابغه باید از نظر عاطفی، کودکان خود را بیشتر حمایت کنند، چون آنها بیشتر در معرض اضطراب قرار دارند.
۳-۲- علائم و نشانههای کودک دارای هوش نرمال (با هوشبهر بین ۹۰ تا ۱۰۹)
۶۸ درصد افراد یک جامعه دارای هوش نرمال هستند. این آمار دلالت به این دارد که هوش بیش از دو سوم کودکان یک جامعه در محدوده طبیعی است و آنها می توانند رفتارهای هوشمندانه مورد انتظار را از خودشان نشان دهند.
- سرعت یادگیری و حل مسئله شبیه به بیشتر کودکان همسن و هم جنسیت خودش؛
- توانایی درک و به کار بردن اطلاعات در موقعیتهای زندگی واقعی شبیه به بیشتر کودکان همسن و هم جنسیت خودش؛
- عملکرد اجتماعی و سازگاری معمولی با محیط زندگی خود شبیه به بیشتر کودکان همسن و هم جنسیت خودش؛
این علائم و نشانهها شاخصهای قطعی هوش نرمال نیستند، زیرا هوش ساختاری چندوجهی است که نمیتوان آن را بهطور کامل توسط یک مجموعه رفتار یا صفات توصیف کرد. علاوه بر این، برخی از کودکان کمی زودتر از هم سن و سالان خود این رفتارها را از خود نشان می دهند و بزرگسالان به اشتباه نتیجه می گیرند که کودک آنها بسیار باهوش است و برخی از کودکان برخی از رفتارها را دیرتر از همسالان خود انجام می دهند و باز هم بزرگسالان به اشتباه نتیجه می گیرند که کودکشان دارای ناتوانی ذهنی است. به یاد داشته باشید که برای برآورد دقیق نمره هوشبهر نیاز به اجرای آزمونهای استاندارد در یک محیط استاندارد شده است.
اگر نمره هوشبهر فرزند شما در محدوده نرمال باشد، نیازی به “برنامه یادگیری پیشرفته” ندارد و آموزش مدرسه برای او کافی خواهد بود، زیرا محتوای آموزش در مدرسه برای کودکان دارای هوشبهر نرمال تنظیم شده است. بنابراین می توان بیان کرد که کودکان با هوش نرمال معمولاً در مدارس تیزهوشان و برنامه های پیشرفته دچار مشکل می شوند. البته این امکان وجود دارد که نمره هوشبهر کلی فرزند شما در محدوده نرمال قرار داشته باشد، اما ممکن است به دلیل تفاوت زیاد بین نمره هوشبهر کلامی و نمره هوشبهر عملی، کودک شما در یادگیری دروس مدرسه با چالش روبرو شود. اگر فرزند شما هوش متوسطی دارد و در مدرسه مشکل دارد، تدریس خصوصی ممکن است به عنوان یک روش جبرانی مفید باشد.
۳-۳- علائم و نشانههای کودک دارای هوش مرزی و ناتوانی ذهنی (با هوشبهر کمتر یا مساوی ۷۰)
کمتوانی ذهنی یا ناتوانی ذهنی که زمانی عقب ماندگی ذهنی نامیده می شد، با هوش یا توانایی شناختی کمتر از حد متوسط و فقدان مهارت های لازم برای زندگی روزمره مشخص می شود.
نشانههای ناتوانی ذهنی میتواند بهعنوان چالشهایی در عملکردهای شناختی مانند حافظه یا حل مسئله، مشکل در تعاملات اجتماعی و ارتباطات، اختلال در توانایی تنظیم هیجان یا رفتار و مشکل در سازگاری با تغییرات روتین زندگی ظاهر شود. یک کودک دارای هوش مرزی و یا ناتوانی ذهنی ممکن است در درک و پردازش اطلاعات مشکل داشته باشند، در حفظ تمرکز یا توجه مشکل داشته باشند و رفتارهای تکراری یا وسواس گونه نشان دهند. علاوه بر این، ناتوانیهای ذهنی میتوانند به صورت دشواری در انجام وظایف مراقبت از خود، کنترل ضعیف تکانه و ناتوانی در درک پیامدهای اعمال خود ظاهر شوند. شناخت این رفتارها و جستجوی حمایت و منابع مناسب برای افرادی که دچار ناتوانی ذهنی هستند، مهم است. در ادامه چند علامت مهم که در کودکان دارای هوش مرزی و ناتوانی ذهنی (با هوشبهر کمتر یا مساوی ۷۰) دیده می شود، معرفی شده اند:
- غلت زدن، نشستن، خزیدن یا راه رفتن خیلی دیرتر از سن مناسب رشد؛
- یادگیری و رشد کندتر از سایر کودکان هم سن و سال؛
- مشکل در صحبت کردن یا دیر صحبت کردن یا مشکلات مداوم در مهارت های گفتاری و زبانی؛
- وابستگی شدید به دیگران برای انجام کارهای روزمره (مانند توالت کردن، غذا خوردن، لباس پوشیدن و نظایر آنها)؛
- ناتوانی در پیروی از دستورالعملهای ساده؛
- چالش در درک و پیروی از هنجارهای اجتماعی؛
- مشکلات شدید در حفظ عملکرد اجتماعی مانند برقراری ارتباط یا معاشرت با دیگران؛
- سطح بسیار پایین توجه و تمرکز؛
- حافظه ضعیف و ناتوانی در به خاطر سپاری اطلاعات؛
- ناتوانی و ضعف شدید در فهم رابطه علت و معلولی؛
- مشکل در حل مسئله یا تفکر منطقی؛
ناتوانی ذهنی یک اختلال رشدی است که در طول دوره رشد کودک خودش را نشان می دهد و پس از هیجده سالگی امکان ابتلای فرد به آن وجود ندارد و بنابراین هرگونه کاهش تواناییهای شناختی پس از هیجده سالگی به دلایل رشدی نیست و به احتمال زیاد ناشی از آسیب های مغزی ناشی از عوامل درونی مغز و یا آسیب مغزی ناشی از صدمات خارجی به مغز است.
ناتوانی ذهنی شدید و بسیار شدید معمولاً در سن کمتر از دو سالگی نمود عینی دارد و دیگران به ویژه نزدیکان کودک می توانند آن را مشاهده نمایند؛ اما ناتوانی ذهنی خفیف و بسیار خفیف معمولاً تا سنین مدرسه قابل تشخیص نیست و با دشوارتر شدن تکالیف مدرسه خودش را نشان می دهد. عدم تشخیص ناتوانی ذهنی خفیف و بسیار خفیف برای افراد غیر متخصص به ویژه در کودکانی که سازگاری اجتماعی بالایی دارند، دشوارتر خواهد بود و تمکان دارد که آنها هرگز نتوانند رفتارهای ناشی از ناتوانی ذعنی کودک را درک نمایند.
افرادی دارای ناتوانی ذهنی بر اساس شدت ناتوانی و همچنین ناتوانی در انجام کارهای روزمره به چهار دسته طبقه بندی می شوند:
الف- ناتوانی ذهنی خفیف: این افراد معمولا قادر هستند که مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای تعامل اجتماعی با دیگران را یاد بگیرند و در بزرگسالی می توانند به صورت مستقل از دیگران مشاغلی را عهده دار شوند که دارای وظایف تکراری است؛
ب- ناتوانی ذهنی متوسط: این افراد تا حدودی مهارت های اجتماعی مورد نیاز برای تعامل اجتماعی را یاد می گیرند و در بزرگسالی می توانند شغل های بسیار ساده و دارای وظایف تکراری را زیر نظر یک نفر انجام دهند.
ج- ناتوانی ذهنی شدید: این افراد در یادگیری زبان و در انجام کارهای روزمره مشکل دارند و علاوه بر این معمولا به نظارت بسیار زیادی نیاز دارند؛
د- ناتوانی ذهنی بسیار شدید: این افراد هیچگونه توانایی کلامی ندارند و نمی توانند با دیگران ارتباط برقرار نمایند و بدون مراقبت و نگهداری دیگران نمی توانند زنده بمانند.
اگر بر اساس مشاهده رفتارهای فرزندتان احساس میکنید که او در مقایسه با سایر کودکان هم سن و سالش رشد ذهنی کمتری دارد یا او برای انجام کارهای روزمره (مانند توالت کردن، غذا خوردن، لباس پوشیدن و نظایر آنها) وابستگی شدید به مادر، پدر یا پرستارش دارد، بهتر است که برای اندازه گیری هوشبهر او اقدام کنید.
۴-پیامدهای تشخیص زودهنگام هوشبهر در کودکی
بسیاری از پدر و مادرها از روی رفتارهای ظاهری کودک به اشتباه فکر میکنند که فرزند آنها بسیار باهوش است؛ در حالیکه این نتیجه گیری صحیح نیست. اگر یک کودک واقعاً باهوش یا نابغه به عنوان یک کودک عادی در نظر گرفته شود و در مقابل یک کودک دارای ناتوانی ذهنی به عنوان یک کودک دارای هوشبهر عادی در نظر گرفته شود، هر دو کودک آسیب خواهند دید؛ زیرا فرصتهای رشد و اقدامات به موقع حمایتی را از دست خواهند داد.
ارزیابی هوش کودک اطلاعات ارزشمندی درباره نقاط قوت، نقاط ضعف و یا علت تاخیرهای رشدی کودک فراهم میکند. اگر پس از اندازه گیری هوش کودک مشخص شود که او بسیار باهوش یا نابغه است، پدر و مادر میتوانند برای او آموزش فردی یا کلاسهای فوق برنامه فراهم نمایند و همچنین درباره جهش پایه تحصیلی او تصمیم بگیرند. از سوی دیگر اگر مشخص شود که کودک هوشبهر پایین دارد، پدر و مادر میتوانند به منظور رفع نقایص شناختی او درباره شیوه آموزش جبرانی، نوع مدرسه و مداخلات به موقع تصمیم گیری آگاهانه داشته باشند.
پدر و مادر گرامی اگر فرزند شما به طور مداوم عملکرد تحصیلی اش از همکلاسی هایش کندتر است و حتی با وجود روشهای حمایتی مانند معلم خصوصی همچنان در انجام تکالیف و یادگیری دروس مدرسه مشکل دارد، دست دست کردن را کنار بگذارید و برای ارزیابی هوش او کمک بگیرید.